قادر فاضلى
71
قرآن از زبان قرآن ( فارسى )
پس گيرند طالب و مطلوب هر دو ضعيفند . در قرآن تشبيه و تمثيل زياد بوده و همهء اين امور براى تفهيم انسانها است . ادبا و علماى ما نيز به پيروى از قرآن براى تفهيم مطالب بلند عرفانى از تشبيه و تمثيل استفاده كردهاند . مولوى براى بيان رابطه خدا با انسان ، خدا را به بهار و انسان را به سبزه ، خدا را به عقل انسان را به دست و پا و زبان ، و خدا را به شادى و آدمى را به خنده و . . . تشبيه كرده و در نهايت مىگويد ، چكنم كه ما براى بيان حقايق ، راهى جز اين نداريم ولى تو ماوراى تشبيه و تمثيل ما هستى . تو بهارى ما چو باغ سبز و خوش * او نهان و آشكارا بخششش تو چو جان ما مثال دست و پا * قبض و بسط دست از جان شد روا تو چو عقلى ما مثال اين زبان * اين زبان از عقل دارد اين بيان تو مثال شادى و ما خندهايم * كه نتيجهء شادى فرخندهايم جنبش ما هر دمى خود اشهد است * كو گواه ذوالجلال سرمد است اى برون از وهم و قال و قيل من * خاك بر فرق من و تمثيل من « 1 » شايد يكى از حكمتهاى نزول قرآن همين باشد كه قرآن كريم براى ارشاد و تفهيم مردم از مقام شامخ عرشى خود تنزيل كرده و خود را با مقام فرشى انسانها تطبيق داده است . از جمله تنزيلات ، نزول آيات متشابه از مقام محكمى و قرار گرفتن در مقام متشابه است . دوم اينكه : قرآن كريم با منحصر ساختن تأويل آيات متشابه در خدا و راسخون در علم مىخواهد نياز مردم را به معلم و مرشد و پيشرو و امام ، به عنوان يك امر حتمى روشن سازد تا مردم بدانند كه همهء قرآن را همگان آنطور كه بايد و شايد نمىتوانند بفهمند بلكه در پارهاى از امور قطعاً به دستگيرى
--> ( 1 ) - مثنوى كلاله خاور ، دفتر 5 ، ص 305